شبنم
دو شنبه 20 خرداد 1392برچسب:داستان بسیار غمگین,
داستان بسیار غمگین و عاشقانه لبخند تلخ سرنوشت
ارسالی از طرف مسعود..
با تشکر از آقای مسعود که داستان زندگیشو فرستاد...
ارزش خوندن داره...توصیه میکنم بخونیدش
نفس عمیق کشیدم و دسته گل رو با لطیف ترین حالتی که میشد توی دستام نگه داشتم
هنوز یه ربع به اومدنش مونده بود
نمی دونستم چرا اینقدر هیجان زده ام
به همه لبخند میزدم
آدمای دور و بر در حالی که لبخندمو با یه لبخند دیگه جواب می دادن درگوش هم پچ پچ می کردنو و دوباره می خندیدن
اصلا برام مهم نبود
من همتونو دوست دارم

.....